الشيخ أبو الفتوح الرازي

104

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

ايشان مىشايست ديدن آنچه در اندرون بود ، و آن ماران احشاء شكم ايشان مىخوردند . من گفتم : يا ( 1 ) جبريل ! اينان كنيد ( 2 ) ؟ گفت : هؤلاء آكلة الرّبا ، اينان ربا خوارانند . * ( ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا ) * . حق تعالى باز نمود كه : اين براى آن است كه ايشان ربا حلال داشتند و گفتند : بيع همچون رباست [ 371 - ر ] كه در اين جا سود است و در آن سود است ، چيزى به دينارى بخريم و به دو بفروشيم رواست ، چرا روا نيست كه دينارى بدهم و دو بستانيم ، و اگر چه متاعى در ميان نيست ! حق تعالى رد كرد برايشان و گفت : اين تحليل و تحريم به مصالح تعلَّق دارد ، و شما مصالح و عواقب امور نشناسيد ( 3 ) ، خداى تعالى بيع حلال كرده است و ربا حرام ، براى آن كه در اين مصلحت است و در آن مفسده از وجهى كه شما ندانيد ( 4 ) . بعضى دگر گفتند : مراد آن است كه اهل جاهليّت چون ايشان را بر كسى دينى بودى و آن كس نداشتى ، بيامدى و گفتى : مرا مهلتى بده تا [ در ] ( 5 ) مال زيادت كنم ، چنين كردندى . چون رسول - عليه السلام - بيامد و ( 6 ) گفت : اين نشايد كردن ( 7 ) ، گفتند [ اگر ] ( 8 ) : متاعى به او فروشيم ( 9 ) تا مدّتى به بهايى كه كم از آن ارزد روا بود ؟ گفت : بلى . گفتند : پس بيع هم رباست ( 10 ) ، چون اين رواست ( 11 ) آن نيز روا بود . خداى تعالى بر ايشان رد كرد كه اين نه كارى است كه مقائيس را در او راه ( 12 ) بود ، بيع براى آن حلال است كه من حلال كردم ، و ربا براى آن حرام است كه من حرام كردم . * ( فَمَنْ جاءَه مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّه فَانْتَهى ) * ، هر كه [ را ] ( 13 ) موعظتى و پندى و تذكيرى به او آيد از خداى تعالى ، و او باز ايستد از آن ، * ( فَلَه ما سَلَفَ ) * ، آنچه گذشته باشد خداى تعالى او را عفو كند ، يعنى هر كه ( 14 ) توبه كند ، خداى تعالى اسقاط عقاب كند از او و

--> ( 1 ) . همه نسخه بدلها : اى . ( 2 ) . تب ، دب ، آج ، لب : كه‌اند . ( 3 ) . آج ، لب ، فق : نشناسى / نشناسيد . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق : ندانى / ندانيد . ( 8 - 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . دب : ندارد . ( 7 ) . همه نسخه بدلها : نشايد . ( 9 ) . تب : متاعى باز فروشم . ( 10 ) . تب : ربا باشد . ( 11 ) . تب ، مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مر : روا باشد . ( 12 ) . همه نسخه بدلها : مجال . ( 13 ) . اساس و همه نسخه بدلها بجز تب : ندارد ، از تب افزوده شد . ( 14 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : و اگر ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .